نشریه آسمانه شهر (معماری ایران پس از انقلاب؛ نسل اول)
هر انقلابی، همچون دیگر تحولات بزرگ اجتماعی بر جریانهای سیال فرهنگی_هنری تأثیرات فزایندهای دارد. نقطهی شروع این تأثیرات در ایران – اگر چه ریشه در جریانات ماقبل انقلاب و متأثر از جریان مدرنیته و برنامهریزیهای حکومت قبلی داشتهاست- انقلاب سال ۱۳۵۷ بود. در پی این انقلاب سیاسی تحولات اجتماعی، فرهنگی و هنری نیز در ایران به وقوع پیوست که در این نقطه از تاریخ -که ما ایستادهایم- شاید به قطعیت نتوان این تحولات را ارزشگذاری کرد؛ اما چیزی که با قاطعیت میتوان گفت این است که مسیر آن دستخوش تغییر شد. تغییرات مدیریتی در دانشگاهها و شیوه آموزشعالی، تحولات سیاستهای کلان شهری و کشوری، تاسیس نهادهای حکومتی همچون بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان، تحولات فرهنگی جامعه، تغییر مناسبتهای بینالمللی کشور، تغییرات سریع سبک زندگی، دگرگونی ارزشها و شاید از همه مهمتر وقفهی نسبی و مقطعی جریانات هنری در هشت سال جنگ تحمیلی ایران و عراق بود که به زعم بسیاری، اندیشه در باب معماری را دستخوش تغییر نمود.
جمهوری اسلامی ایران که در فروردین ۱۳۵۸ تثبیت شد، عمیقا بر شیوه تولید، توزیع و پذیرش معماری در کشور تاثیر گذاشتهاست. مناسبات بینالمللی ایران به شکل بنیادین در دهه نخستِ پس از پیروزی انقلاب اسلامی زیر و رو شد. بسیاری از پروژههای ساختوساز به دلیل ارتباط شرکتهای ساختمانی با شرکتهای غربی متوقف شدند. بسیاری از چهرههای معماری ایران از کشور مهاجرت کردند، برخی که مانده بودند درگیر جنگ تحمیلی شدند و مابقی شغل و عرصه فعالیت خود را تغییر دادند. تنها معدودی از ایشان که دستاندرکار پروژههای موجود و طرحهای ساختوساز خرد بودند، ادامه حیات دادند (بانیمسعود؛ معماری معاصر در ایران). اما ذات سیال فرهنگ و هنر همواره مسیر خود را پید میکند و یا مسیر جدیدی میسازد؛ در این مسیر جدیدِ معماریِ ایران پس از انقلاب ابهامات زیادی وجود دارد، که یا مطالعات تخصصی اندکی در خصوص آن صورت گرفته و یا نهایتا با تشکیل مجلههای معمار و معماری و اهدای جوایز، عمدتا تشویق حضار را برای مخاطبان خلق کردهاست. پس این مهم ضرورت پرداخت به موضوع و اندیشهورزی در خصوص آن را هرچه بیشتر برایمان آشکار میسازد.
بنا بر مطالعات صورت گرفته میتوانیم معماری پس از انقلاب را به شیوههای مختلف طبقهبندی کنیم؛ برخی معماری بعد از انقلاب را محصول رویدادهای سیاسی و تصمیمات نهادهای مرتبط با آن میدانند و عموما معماران را در جریان به وجود آمده در آن بیتاثیر دانسته و نهایتا ابزاری سانتیمانتال تلقی میکنند؛ و برخی معماری ایران را از منظر اقتصادی طبقهبندی کرده و جریانات معماری ایران را تماما در گرو اقتصاد میدانند؛ عدهای دیگر معتقدند که اندیشههای معاصر حاصل جریانات معماری در غرب بوده و ما -هرچند متاخرتر از جریانات اصلی- ولی در همان راستا در حرکتیم؛ برخی نیز معتقدند که معماری معاصر ایران حاصل اندیشه معماران و جهانبینی آنان است و…
هرچند تمامی مسائل ذکر شده ظاهرا درست تلقی میشود، اما پرداخت به تمامی ابعاد در تقسیمبندی و شروع یک گفتمان امکان پذیر نیست. حال لازم است تا با یک تقسیمبندی اولیه -پیرامون این موضوع- سعی کنیم تا به سهم خودمان به برخی ابعاد ذکر شده بپردازیم، در نشریه پیشرو -پیرنگ- با در نظر گرفتن سه نسل از معماران بعد از انقلاب و طبقهبندی آنان در سه شماره مجزا، شروع به گفتمان در این حوزه کردهایم که به شرح زیر میباشد:
• نسل نخست؛ معمارانی که قبل از انقلاب تحصیل کردهاند و بعد از انقلاب مشغول به کار و تدریس بودند -هرچند برخی از این معماران، قبل از انقلاب نیز فعالیت کاری و تدریس داشتهاند- معمارانی همچون محمدرضا جودت، علیاکبر صارمی، بهرام شیردل، کمال کمونه، بهروز احمدی، داراب دیبا، ایرج کلانتری، جهانگیر درویش، حسین شیخزینالدین، ضیاءالدین جاوید.
این معماران عمدتاً از دانشآموختگان پیش از انقلاب بودهاند و این نسل را میتوان به “پل میان معماری پیش و پس از انقلاب ایران” تشبیه کرد.
• نسل دوم؛ معمارانی که بعد از انقلاب فرهنگی و بازگشایی مجدد دانشگاه تحصیل کرده و تا به حال مشغول به کار هستند؛ معمارانی همچون رضا دانشمیر، محمد مجیدی، محمدرضا نیکبخت، فرامرز پارسی، آرش مظفری، رامبد ایلخانی، علیرضا شرافتی، علی کرمانیان و … که تماما دانشآموختهی سیستم آموزشی پس از انقلاب هستند.
• نسل سوم؛ معمارانی که محصول تحصیل و شاگردی معماران نسل اول و دوم بوده و در حال حاضر با ارائه پروژههای معماری و بعضا تدریس در دانشگاهها و… مشغول به کار هستند؛ معمارانی همچون علیرضا تغابنی، آرش نصیری، فرشاد مهدیزاده، رضا نجفیان، لیلا عراقیان، سارا کلانتری، هومن بالازاده و … که آخرین نسل مورد مطالعه -به دلیل گذشت زمان کافی پس از انقلاب- بهحساب میآیند.
هدف از این تقسیمبندی و اختصاص هر شماره از نشریه به یک نسل از معماران پس از انقلاب، ایجاد یک خط زمانی (timeline) از مسیر طی شده در معماری ایران -با توجه به گرایشهای به وجود آمده- با جریانات و رویدادهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و… است که از طریق آن بتوانیم نقشهی راه طی شده و سپس راه پیشرو را ترسیم کنیم.
در تاریخ معماری، تقسیمبندی و شکلدهی انتزاعی همواره کمک بسزایی را برای داشتن تصویری “کلی” و “جزئی” از یک بازه زمانی میکند. در این شماره (شماره اول) سعی شدهاست تا با انتخاب معماران نسل اول به عنوان سوژه اصلی، به ابعاد دیگر جریانات معماری معاصر ایران پرداخته شود، و حتی تقسیمبندی نشریه و شیوه گفتمان با افراد متخصص در این حوزه به چالش کشیده شود؛ همچنین تصویری شفاف از ویژگیها، دستاوردها و کمبودهای آنها مورد ارائه قرار گیرد. درواقع تلاش میکنیم پلهای ارتباطی میان نسلها با یکدیگر، به گذشته، جریانات، رویدادها و غیره را با مطالعات دقیق و همچنین گردآوری دیدگاههای متخصصین درک کرده و درنهایت به کمک آن بتوان مسیر معماری ایران پس از انقلاب را بازشناسایی کنیم.
بنابر اهداف نشریه -که پیشتر عنوان شد- در شماره اول سعی داریم تا با نگاه به گرایش معماری و همچنین گرایشهای وابسطه به آن، راه یک گفتمان و اندیشه را میسر سازیم؛ همچنین بکوشیم تا با شناخت بهتر مسئله و آسیبشناسی آن در ادامه به راهکارهای مناسبی دست یابیم. مهمترین موضوعات و عناوین شماره اول نشریه پیرنگ -معماران نسل اول بعد از انقلاب- که با مصاحبهها، مقالات، جستارها و موارد دیگر به رشته تحریر درآمده است، به شرح زیر میباشد:
– معرفی برخی از معماران نسل اول و آثارشان؛
– روند طراحی در معماری پسا انقلابی ایران (معماران نسل اول)؛
– بررسی سیر تحول طرحریزی شهری در دوران معاصر؛
– معماری معاصر ایران؛ انعکاس یک جامعه کوتاهمدت؛
– سازه در معماری بعد از انقلاب (مصاحبه)؛
– معماری و قدرت (مصاحبه)؛
– عمده گرایشهای معماری بعد از انقلاب اسلامی ایران؛
– در باب سنتگرایی و ریشههای آن؛
– مرزی میان بودن و نبودن (سنت، مدرنیته و معماری معاصر)؛
– بازنمایی فضای معماری و شهری در سینمای دهه ۶۰؛
– جستارهایی پیرامون آموزشعالی معماری؛ با نگاهی به تاثیر انقلاب در آموزش معماری (مصاحبه با سه دانشجوی معماری بعد از انقلاب فرهنگی از سه دانشگاه معتبر آن دوران؛ دانشگاه شهید بهشتی، تهران، علموصنعت)؛
– و … .







