آب، سکونت، دستکندها
– مقدمه
اخبار را رصد میکنم؛ مهمترین دغدغه این رزوهایم “آب” و “مهاجرت” است. مهاجرت ساکنین عرصههای سکونتی که به خیلی از دلایل تصمیم میگیرند یا تصمیم دارند محل سکونت خود را کیلومترها تغییر دهند. هشدار کارشناسان محیط زیست را سالهاست دنبال میکنم؛ خوزستان، سیستان بلوچستان و بسیاری دیگر از شهرهای کشورمان دچار بحران “بیآبی” است و غریب نیست که وطن “بیآبان” شود. گویی چرخه یکجانشینی را که سبب تبلور فرهنگ و طبیعت در محیط انسان ساخت بوده و بسیاری از رفتارهای اجتماعی ساکنین را در عرصههای سکونتی شکل داده است را، معکوس طی میکنیم. چطور یکجانشینی و سکونت شکل گرفت؟ نقش “آب، خاک، گیاه و هوا” در یکجانشینی انسانها و سپس پیدایش مفهوم سکونت چه بود؟ و بسیاری سوالات بی جواب دیگر. مثل همیشه به تاریخ پناه میبرم؛ و معتقدم شناخت هر پدیدهای به اندازه شناخت ما از فرایند تاریخی آن پدیده بستگی دارد. فرایند تاریخی مآلا بدین معنا نیست که پدیده را در بستر تاریخی منجمد کرده و از پدیدهای سیال، شیئی جامد بسازیم، فرایند تاریخی برآنست که نحوه شکل گیری پدیده و عناصر موثر در آن را کشف کرده و سپس آن را در طول زمان مورد بررسی قرار دهد. (حبیبی 1397، ص ف.)
– سکونت
سکونت، بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض میباشد که میتوان این پیوند را مرهون تلاش انسانهایی دانست که برای خوانشی جدید از مفهوم هویت، یعنی به مکانی حس تعلق داشتن، گام برداشتند؛ در نتیجه انسان سرگردان در جستجوی تثبیت جهان خود، با غلبه بر مکان، مسکن میگزیند. در حدود 10.000 سال پیش با گرم شدن اقلیم بر روی کره زمین، برای نخستین بار انسانها قادر شدند به سوی یک اقتصاد با محوریت تولید کشاورزی حرکت کنند. بدین ترتیب کشاورزی و دامداری در منقه ای که به “هلال حاصلخیز” معروف است و تقریبا شامل کشورهای ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و ایران کنونی میشد، ظاهر شد. برای آنکه شرایط اسکان یافتگی اولیه به وجود بیاید نیاز به گردهم آمدن و دسترسی به چندین عامل وجود داشت: آب مناسب و همیشگی، خاک مناسب و قابل کشت، مواد لازم برای ساخت و ساز، امکانات ارتباطی با سایر نقاط زیستی. (فکوهی 1383، ص40) چنین شرایطی را شاید بتوان یکی از نقاط شروع اسکان دائمی، روستاها و شهرها (با پدید آمدن نظامهای شهری از قبیل نظام اقتصادی، سیاسی و ایدولوژیک و …) دانست. عناصری که در پیدایش سکونت عنوان شد را شاید بتوان یکی از مهمترین دلایل سکونت، یعنی عامل محیط و اقلیم، معرفی کرد. عاملی که بدون وجود آن هیچگونه شکل گیری کالبدی ممکن نبوده و نمیباشد. آنچه در این عامل اهمیت دارد، تاثیر قطعی آن بر شکل گیری کالبدی است، که حتی علیرغم پیشرفتهای وسیع علم و فن در زمینه ایجاد شرایط زیست مصنوعی، هنوز آخرین کلام در ساماندهی فضایی را این عامل میگویند؛ عاملی که در پیدایش و از میان رفتن شهرهای قدرتمند گذشته نقش داشته و هنوز هم تعیین کننده است. (حبیبی 1397، ص ک.)
معماری دستکند
انسان با احساس آزمودن آنچه که به یک جهان غنا میبخشد مسکن میگزیند. (شولتز، نوبری) بقایای دستکندها از سکونت آدمی سخن میگوید؛ هرچند دادههای باستان شناسی و پژوهش پیرامون معماری دستکند به واسطه پیشرفت تکنولوژی و ابزارها در این سالها بیشتر شده اما درباره ماهیت این نوع معماری هنوز هم سوالات بسیاری است. به عنوان مثال: دلیل متقن به وجود آمدن این عرصهها و یا نحوه تاریخ گذاری آن چیست؟ چطور میتوان فراید تکوین این آثار را عنوان کرد؟ برای این سوالات تا بحال جز حدس و گمان بر اساس برخی مستندات جواب قاطعی وجود ندارد، هرچند که علل توجیه یک پدیده ممکن است بیشمار باشد، اما شاید دسترسی انسان به آب و امکان کشاورزی را بتوان در توجیه پدیده یکجا نشینی و تجربه استفاده آنان از غارها یکی از دلایل شکل گیری معماری دستکند باشد. و شاید شناخت تجربی فلات ایران به عنوان بستری ملتهب و پویا و امکان رخداد زلزله، رانش زمین، طوفان، بادهای خشک، سیل، خشکسالی و فرسایش خاک و … برای آدمیان سبب پیدایش دستنکدها باشد. از طرفی برخی نیز معتقدند علل پیدایش معماری دستکند را میتوان در عرصههای دفاعی، اقلیمی و مذهبی تومان جستجو کرد. با این حال شاید بتوان تصور کرد پیش از اینکه آدمی خود به ساختن بپردازد، معماری دستکند نخستین گام در راه انس آدمی با سکونت بوده است.
در تعاریف معماری دستکند وحدت رویهای وجود ندارد؛ وجه تسمیه آن هم همینطور است، برخی به آن معماری صخرهای میگویند بعضی هم آن را معماری زیرزمینی و یا معماری بدون معمار مینامند؛ اما دایره شمول معماری دستکند شاید وسیعتر باشدو در واقع این نوع معماری ایجاد فضاهایی با کندن زمین و صخره با ابزارهای خاص را شامل میشود؛ به عبارت دیگر برخلاف معماری متعارف که با قرار گرفتن مصالح روی هم ایجاد میشود، در این نوع معماری ایجاد فضا، با خالی کردن تودههای خاکی یا صخرهای ایجاد میشود که برخی از روستاها، شهرهای زیر زمینی یا دژهای صخرهای، معابد و مقابر و حتی قناتها را در برمیگیرد. (مصاحبه نگارنده با دکتر شکاری؛ نشریه آسمانه 1398)







